دفتر ششم


لیست اشعار
1 - ای حیات دل حسام‌الدین بسی
2 - واعظی را گفت روزی سایلی
3 - ای ضیاء الحق حسام‌الدین بیا
4 - اولم این جزر و مد از تو رسید
5 - خواجه‌ای را بود هندو بنده‌ای
6 - گفت خواجه صبر کن با او بگو
7 - چون بپیوستی بدان ای زینهار
8 - کلما هم اوقدوا نار الوغی
9 - شرفه‌ای بشنید در شب معتمد
10 - چون امیران از حسد جوشان شدند
11 - پس بگفتند آن امیران کین فنیست
12 - رفت مرغی در میان مرغزار
13 - آن یکی قج داشت از پس می‌کشید
14 - مرغ گفتش خواجه در خلوت مه‌ایست
15 - پاسبانی خفت و دزد اسباب برد
16 - گفت آن مرغ این سزای او بود
17 - عاشقی بودست در ایام پیش
18 - اعجمی ترکی سحر آگاه شد
19 - اندر آمد پیش پیغامبر ضریر
20 - گفت پیغامبر برای امتحان
21 - مطرب آغازید پیش ترک مست
22 - جان بسی کندی و اندر پرده‌ای
23 - روز عاشورا همه اهل حلب
24 - گفت آری لیک کو دور یزید
25 - مور بر دانه بدان لرزان شود
26 - آن یکی می‌زد سحوری بر دری
27 - تن فدای خار می‌کرد آن بلال
28 - بعد از آن صدیق پیش مصطفی
29 - مصطفی گفتش کای اقبال‌جو
30 - قهقهه زد آن جهود سنگ‌دل
31 - گفت ای صدیق آخر گفتمت
32 - چون شنیدی بعضی اوصاف بلال
33 - آن یکی اسپی طلب کرد از امیر
34 - آن‌چنان که کاروانی می‌رسید
35 - از قضا رنجور و ناخوش شد هلال
36 - رفت پیغامبر به رغبت بهر او
37 - هم‌چو عیسی بر سرش گیرد فرات
38 - بود کمپیری نودساله کلان
39 - گفت یک روزی به خواجهٔ گیلیی
40 - چونک مجلس بی چنین پیغاره نیست

TotalRecords:140
rPP:40
TotalPageCount:4
CurrentPage:1
PageNumberLength:15