رباعی ها


لیست اشعار
بگرستم زار پیش آن کام و هوا
پیوسته همی جفا نمایی تو مرا
گفتم رخ تو بهار خندان منست
این مشک سیه که یار را بالینست
آن مشک سیه که با سمن پیوسته ست
دانم که دلم به مهر تو خرسندست
این کار نگرکه از تو امروز مراست
غم دیدم از آن کس که مرا می باید
پیوسته مرا همی نمایی بیداد
هر روز کمان گوشه تو بگراید
از زلف تو بوی عنبر و بان آید
صد ره گفتم که با من از عهد مخند
گفتم که مرا زغم به سه بوسه بخر
گویند گرفت یار تو یار دگر
چون با یاران خشم کنی جان پدر
ای ساده گل و ساده می و ساده شکر
گفتم: که بیا وعده دوشینه بیار
ای گلبن نو رسیده در باغ بهار
یک خانه بتانند به جای اندر خور
زلف و خط آن سرو قد سیمین بر
صد بار زمن شنیده بودی کم و بیش
تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ
یاری بودی سخت بآیین و بسنگ
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
هر چند که از تو بوسه یابم گه بام
گر خواسته ای تو ازپی خواسته ایم
آن روز چه بد که با قضا یار شدم
تا در طلب دوست همی بشتابم
جستم همه ساله ای پسر کام تو من
گویند که معشوق تو زشتست و سیاه
خط آوردی رواست بر روی چو ماه
با من چو گل شکفته باشی گه گه
ای دوست به یک سخن ز من بگریزی
ای دوست مرادید همی نتوانی
ای دوست تر، از دو دیده و بینایی
از بهر خدای اگر تو یی سرو سرای

TotalRecords:36
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15