غزل ها


لیست اشعار
من دیوانه گرد هر پری رخسار می‌گردم
ای جان مردم جانان مردم
تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدم
همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
خم ابروی تو محراب رکوع است و سجودم
من تاب فراق تو ندارم
من و عشق و مستی عشق بجز این هنر ندارم
امروز دگر در سر سودای دگر دارم
لبکی چون شکر هوس دارم
ناله‌ای با اثر هوس دارم
صنمی ماه رو هوس دارم
ز تو ای گشاد دلها همه کار بسته دارم
آمده‌ام بدینجهان تا که ز نی شکر برم
الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورم
چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
اگر آهی کشم دریا بسوزم
من واله جمال فروزان یک کسم
قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
تا من نشوم بیخود هشیار نمی‌باشم
چون غمی زور آورد خود را بصحرا میکشم
از معانی مغز بیرون میکشم
از دلم بس ناله بیرون میکشم
کنم اندیشهٔ دنیا شود عقبا فراموشم
خویشتن را در هوا کردیم گم
بشست یار و زلف یار در بندم خوشا حالم
ای ز الطاف تو شیرین کامم
شهد لطفست گهی در کامم
زهر قهر ار تو کنی در جامم
خدایا از بدم بگذر ببخشا جرم و عصیانم
از آن ز صحبت یاران کشیده دامانم
شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
وه که جان یا تنم نمیدانم
من این زهد ریائی را نمیدانم نمیدانم
من آئین جدائی را نمیدانم نمیدانم
چنان شدم که قبیح از حسن نمی‌دانم
عمر عزیز تا یکی صرف در آرزو کنم
از دور بر خرامش قدت ثنا کنم

TotalRecords:961
rPP:40
TotalPageCount:25
CurrentPage:16
PageNumberLength:15