ابیات پراکنده


لیست اشعار
بگشای راز عشق و نهفته مدار عشق
آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود
جهان جای به تلخی است ، تهی بهر و پر دخت
مردم چو با ستور موافق بود به فعل
چون که یکی تاج و بَساک ملوک
رودکی ، استاد شاعران جهان بود
یکی جامه وین بادروزه ز قوت
باد و گردم نکرد زشتی هیچ
از راستی تو خشم وری دانم
خدای عرش جهان را چنین نهاد نهاد
مرا گفت بگیر این و بزی خرم و دلشاد
افراز خانه ام ز پی بام و پوشش
لاله به غَنجار ، سرخ کرده همه روی
چندین حریر حُلّه که گسترد بر درخت
هزار آوا همی بر گل سراید
ز هول تاختن و کینه آختنش مرا
بر آمد ابر پیریت از بن گوش
سزد که دو رخ کاریز آب دیده کنی
آنچه به پیمانه تو را داده اند
کافور تو با لوس بود مشک تو با ناک
آن جهان را بدین جهان مفروش
ای دریغا که مورد زار مرا
دل شاد دار و پند کسایی نگاه دار
ای زدوده سایهٔ تو ز آینهٔ فرهنگ زنگ
زواله اش چو شدی از کمان گروهه برون
دل نرم کن به آتش و از بابزن مترس
نادیده هیچ مشک و همه ساله مشکبوی
چگونه سازم با او چگونه حرب کنم
تنی درست و هم قوت بادروزه فرد
تیز بودیم و کند گونه شدیم
نسوز نامرده ، ای شگفتی کار
عمر چگونه جهد از دست خلق
هول تاختن و کینه آختنْش مرا
کسی که سامهٔ جبار آسمان شکند
چنان مگوی ، ولیکن چنان نمای به خلق
این گنبد گردان که برآورد بدینسان
آسمان آسیای گردان است
خراس و آخر و خُنبه ببردند
می تند گرد سرای و در تو غُنده کنون
کوهسار خشینه را به بهار

TotalRecords:56
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15