رباعی ها


لیست اشعار
ای آنکه طلب کار خدایی به خود آ
درویش عزیز پادشا شد به خدا
علمی که تو را پاک کند از من و ما
دریاب تو این قول حکیمانهٔ ما
ماهی در آب و ماکیان در صحرا
بنواخت مرا لطف الهی به خدا
از آتش عشق صنم دلکش ما
دادند جهانی دل و هم دست به ما
مطلوب خود از خود طلب ای طالب ما
در جام جهان نما نظر کن همه را
از خود بگذر نور خدا را بطلب
در دیدهٔ ما نور خدا را بطلب
از زحمت پا اگر بنالم چه عجب
عالم چو سرابست و نماید سر آب
چشمت همه نرگسست و نرگس همه خواب
عشقست که جان عاشقان زنده از اوست
تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماست
دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
گفتم جنت گفت که بستان شماست
در دیدهٔ ما نقش خیالش پیداست
دارنده چو ترکیب چنین خوب آراست
ترکیب طبایع ار نگشتی کم و کاست
ای دل به طریق عاشقی راه یکی است
صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست
میخانهٔ عشق او سرای دل ماست
در مذهب ما محب و محبوب یکیست
مائیم چنین تشنه و دریا با ماست
ناخورده شراب مستیش چندان نیست
گر کشته شوم به تیغ عشقش غم نیست
طاعت ز سر جهل به جز وسوسه نیست
همه نیکند هیچ خود بد نیست
توحید تو پیش ما همه شرک و دوئی است
دیدم رندی که سید رندانست
تخت دل من مسخر شاه منست
این هشت حرف نام آن شاه منست
این هفت فلک سیاره از آه منست
میخانه تمام وقف یاران منست
درد تو ندیم دل شیدای منست
این عین که عین جملهٔ اعیانست
باران عنایتش به ما بارانست

TotalRecords:321
rPP:40
TotalPageCount:9
CurrentPage:1
PageNumberLength:15