سبحة‌الابرار


لیست اشعار
ای حیات دل هر زنده دلی
شب که زد تیرگی مهرهٔ گل
ای قوی ربقهٔ اخلاص به تو
سعدی آن بلبل «شیراز سخن»
ای درین کارگه هوش‌ربای
داشت غوکی به لب بحر وطن
ای پر از فیض وجود تو جهان!
پور عمران به دلی غرقهٔ نور
ای درین دامگه وهم و خیال
صادقی را غم شبگیر گرفت
ای دل اهل ارادت به تو شاد!
ای رقم کردهٔ تو حرف گناه!
می‌شد اندر حشم حشمت و جاه
بود مردانه‌زنی در موصل
شحنه‌ای گفت که عیاری را
ای ز بس بار تو انبوه شده،
پیری از نور هدا بیگانه
بوتراب آن گهر بحر شرف
ای دلت شاه سراپردهٔ عشق
والی مصر ولایت، ذوالنون
خارکش پیری با دلق درشت
ای که از طبع فرومایهٔ خویش
ای گرو کرده زبان را به دروغ!
آن عرابی به شتر قانع و شیر
این محیط کرم‌ات عرش صدف!
ای درین خوابگه بی‌خبران!
جامی این پرده‌سرایی تا چند؟
چون سنائی شه اقلیم سخن
ای رهائی ده هر بیهوشی!
ای ز گلزار سخن یافته بوی!
دامت آثارک، ای طرفه قلم!

TotalRecords:31
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15