رباعی ها


لیست اشعار
ای حسن تو جلوه‌گر ز اسما و صفات
در عهد صبی کرد جهالت پستت
این جان تو عاقبت ز تن خواهد جست
دیدم دیدم که معرفت توحید است
دانی ز چه عشق گلرخان مطلوبست
ای فیض غم زیان هر سودت هست
تا چند ز آب و نان سخن خواهی گفت
سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت
تن را بگذار تا شوم من جانت
ای فیض بسی موعظه گفتی بعبث
ن را در اشگ شست و شو باید کرد
با وصل تو دست در کمر نتوان کرد
ای خسته ترا آن سر کو میسازد
این گلشن دهر عاقبت گلخن شد
ایمان درست عشق کیشان دارند
شادم که غمت همره جان خواهد بود
دیدم دیدم که هر چه دیدم حق بود
با رب تو مرا بخواهش من مگذار
در گوشهٔ انزوا خزیدن خوش تر
زین دار فنا پای کشیدن خوشتر
یا رب تو مرا بکردهٔ زشت مگیر
گه در غزلم سخن کشد جانب راز
ای فیض بیا دلی بدریا انداز
خود را بمحیط خطر انداز و مترس
مغرور بعلم خود مشو مست مباش
از عشق مجاز گویمت چیست غرض
با من بودی منت نمیدانستم
در راه طلب تمام دردم دردم
از غیب رسد، بدل سروشی هر دم
از لذت عیش اینجهان سرد شدم
از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم
اینجا پاداش هر چه کردم دیدم
دیدم دیدم که هرچه کردم کردم
یکچند بگرد خویشتن گردیدم
در بحث بسی بگفتگو پیچیدم
کی باشد و کی بحال خود پردازم
کو همت عالئی که تا پست شوم
حیران خودم که از کجا می‌آیم
از نور نبی واقف این راه شدیم
از شرم گناه شاید از خون گریم

TotalRecords:55
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15