غزل ها


لیست اشعار
هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا
ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
این حادثه بین که زاد ما را
کشیدم رنج بسیاری دریغا
ندیدم در جهان کامی دریغا
سر به سر از لطف جانی ساقیا
ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
عراقی بار دیگر توبه بشکست
ساقی قدحی شراب در دست
از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
شوری ز شراب خانه برخاست
از میکده تا چه شور برخاست؟
باز مرا در غمت واقعه جانی است
ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
ناگه از میکده فغان برخاست
مهر مهر دلبری بر جان ماست
چنین که حال من زار در خرابات است
ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است
جانا، نظری، که دل فگار است
دل، چو در دام عشق منظور است
ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
طرهٔ یار پریشان چه خوش است
در سرم عشق تو سودایی خوش است
رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
شاد کن جان من، که غمگین است
مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست
کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
هر دلی کو به عشق مایل نیست
ساقی، ار جام می، دمادم نیست
عشق سیمرغ است، کورا دام نیست
دل، که دایم عشق می‌ورزید رفت
آه، به یک‌بارگی یار کم ما گرفت!

TotalRecords:305
rPP:40
TotalPageCount:8
CurrentPage:1
PageNumberLength:15