رباعیات


لیست اشعار
دوشینه شبم بود شبیه یلدا
حمامی را بگو گرت هست صواب
گر باد پریر خود نرگس بفراخت
آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوخت
باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
لاله چو پریر آتش شور انگیخت
چو دلبر من به نزد فصّاد نشست
در مرو پریر لاله انگیخت
هرلحظه غمی به مستمندی رسدت
خط بین که فلک بر رخ دلخواه نبشت
هنگام صبوح گر بت حورسرشت
با من لب تو چو زلف تو بسته چراست؟
گفتی که بدین رخان زیبا که مراست
بازار دلم با سر سودات خوش‌ست
در میکده پیش بت تحیّات خوش است
صحّاف پسر که شهرهٔ آفاق است
ایام چو آتشکده از سینهٔ ماست
افسوس که اطراف گلت خار گرفت
گفتم که لبم به بوسه‌ای مهمان است
دریای سرشک دیدهٔ پر نم ماست
آن بت که رخش رشک گل و یاسمن است
با خصم منت همیشه دمسازی‌هاست
گیسو به سر زلف تو در خواهم بست
آن کودک نعل‌بند داس اندر دست
چون با دل تو نیست … در یک پوست
جوله پسری که جان و دل خستهٔ اوست
آتش‌روئی پریر در ما پیوست
دل جای غم توست چنان تنگ که هست
چندان که نخواهی غم و رنجوری هست
در خانهٔ تو آن چه مرا شاید نیست
امشب شب هجران و وداع و دوری‌ست
در آتش دل پریر بودم بنهفت
سرمایهٔ خرمی به جز روی تو نیست
ما را به دم پیری نگه نتوان داشت
شب‌ها که به ناز با تو خفتم همه رفت
در عالم عشق تا دلم سلطان گشت
چون شانه و سنگ اگر پذیرد رایت
من برخی آبی که رود در جویت
ای گشته خجل پری و حور از رویت
در طاس فلک نقش قضا و قدر است

TotalRecords:191
rPP:40
TotalPageCount:5
CurrentPage:1
PageNumberLength:15