جلد چهارم


لیست اشعار
به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش
دگر ز جان من ای سیمبر چه می خواهی؟
بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام
رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است
تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟
گر چه روزی تیره تر از شام غم باشد مرا
نی افسرده ای هنگام گل روید ز خاک من
بی روی تو راحت ز دل زار گریزد
به سوی ما گذار مردم دنیا نمی‌افتد
نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟
زلف و رخسار تو ره بر دل بیتاب زنند
ز کینه دور بود سینه ای که من دارم
دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم
وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو؟
دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودی
بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیست
هر شب فزاید تاب وتب من
حال تو روشن است دلا از ملال تو
گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم
من کیستم ز مردم دنیا رمیده‌ای
بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند
ستاره شعله‌ای از جان دردمند من است
چون صبح نودمیده صفا گستر است اشک
نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب
نسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید

TotalRecords:25
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15