قصیده ها


لیست اشعار
ز شعر قدر و بها یافتند اگر شعرا
فریاد از این جهان و از این دنیا
دگر باره خیاط باد صبا
نوبهار آمد و شدگیتی دیگرگونا
سحابی ‌قیرگون برشد ز دریا
بس کن از این مکابره ای غوک ژاژخا
تا تاختند بی‌هنران در مصاف‌ها
ز دانایی بنالد مرد دانا
ایزدت خر خلق کرد ای کودن شاعرنما
دی دیدم آن نگار سهی قد را
دل زجا برد سحرمرغ سحرخیزمرا
کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا
از من گرفت گیتی یارم را
مه کرد مسخر دره و کوه لزن‌ را
قیصر گرفت خطهٔ ورشو را
عید قربان آمد ای جان جهان قربان تو را
ای که در هر نیکوئی آراسته یزدان تو را
به سر بنهاد احمدشاه دیهیم کیانی را
ز میغ اندر جهد هزمان درخشا
خوشا بهارا خوشامیا خوشا چمنا
صبح دوم شد سپیده تابانا
بگرفت شب ز چهرهٔ انجم نقاب‌ها
سراسر تار گیسوی سیه چیدند خانم‌ها
آمد، چو دو نیمه برفت از شب
دو چیز افزونی دهد، بر مردم افزون‌طلب
مانده‌ام در شکنج رنج و تعب
ای آفتاب گردون تاری شو و متاب
ای آفتاب مشکو زی باغ کن شتاب
وزیر فرهنگ ای جسم فضل و جان ادب
قاعدهٔ ملک ز سر نیزه است
جمهوری سردار سپه مایهٔ ننگ است
سرچشمهٔ «‌فین‌» بین که در آن آب روانست
دل من خواهی ای ترک و ندانی که خطاست
رسول گفت گرت دیدن خدای هواست
هر حلقه که در آن زلف دوتاست
ای عجب این خلق را هر دم دگرسان حالتی است
سخن‌ بزرگ ‌شود، چون‌ درست باشد و راست
تا شدم خویگر به رفتن راست
بشکست گرم دست چه‌ غم‌؟ کار درست‌ است
شد سیه مست بلاهشیار، تاکستان کجاست‌؟

TotalRecords:276
rPP:40
TotalPageCount:7
CurrentPage:1
PageNumberLength:15