خسرو نامه


لیست اشعار
یکی طاوس فر بگرفته ماری
بتی خوشبوی همچون مشک بویا
الا ای روشنایی بخش بینش
چنین گفت آنکه استاد جهان بود
الا ای کبک کهسار معانی
چنین گفت آن حکیم نغز پاسخ
فغان برداشت آن مسکین مکّار
بگفت این و دبیری را بفرمود
چو خود بر لوح زنگاری قلم زد
برامد نالهٔ کوس از در شاه
شه القصه ز پیش او بدر شد
الا ای مرغ پیش اندیش چالاک
چو بگذشتند ازان دریای خونخوار
بآخر خسرو از وی ره نشان خواست
چو از خسرو شه قیصر خبر یافت
الا ای طوطی طوبی نشین خیز
چوصبح پرده در از پرده دم زد
الا ای هدهد زرّین پر عشق
بصدره نامهیی آغاز کردم
الا ای موی مشکین رنگ آخر
الا ال عندلیب شاخ بینش
بگفت این وز پیش شاه برخاست
بشب فرخ چو مرد کاروانی
بنام آنکه جان را زونشان نیست
بآخر کار حرب آغاز کرد او
زمانی بود گل چون ماه در میغ
الا ای پیک راه بی نهایت
الا ای ترجمان نفس گویا
چنین گفت او که کرد از وی روایت
چنین گفت آنکه پیر راستان بود
الا ای شاهباز ساعد شاه

TotalRecords:71
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:2
PageNumberLength:15