قطعه ها


لیست اشعار
متی حللت به شیراز یا نسیم الصبح
گر مرا بی‌تو در بهشت برند
گفتم چه کرده‌ام که نگاهم نمی‌کنی؟
آشفتن چشمهای مستت
خوب را گو پلاس در بر کن
در قطرهٔ باران بهاری چه توان گفت؟
سخن عشق حرامست بر آن بیهده گوی
من بگویم ندیده‌ام دهنی
کوه عنبر نشسته بر زنخش
تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند
بس ای غلام بدیع‌الجمال شیرین‌کار
آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان
مرا به صورت شاهد نظر حلال بود
شبی خواهم که پنهانت بگویم
هزار بوسه دهد بت‌پرست بر سنگی
کسی ملامتم از عشق روی او می‌کرد
چند گویی که مهر ازو بردار
بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید
گفتم به ره ببینم و دامن بگیرمش
وه که چه آزار بود من از مهر تو

TotalRecords:20
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15