گزیده غزل ها


لیست اشعار
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما را
چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را
تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا
من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را
طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را
خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را
نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را
نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را
بار فراق بستم و ، جز پای خویش را
عزت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را
منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
هست امید قوتی بخت ضعیف حال را
بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا
بر قول مدعی مکش ای فتنه‌گر مرا
ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا
خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را
ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفا
سد حیف از محبت بیش از قیاس ما
بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها
پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
قصهٔ می خوردن شبها و گشت ماهتاب
شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
مژدهٔ وصل توام ساخته بیتاب امشب
ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
کسی خود جان نبرد از شیوهٔ چشم فسون سازت
این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست
لطف پنهانی او در حق من بسیار است
در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است

TotalRecords:397
rPP:40
TotalPageCount:10
CurrentPage:1
PageNumberLength:15