بخش بیست و هفتم


لیست اشعار
سالک دلدادهٔ بیدل دلیر
گفت با مجنون شبی لیلی براز
بود مجنونی عجب نه سر نه بن
گفت آن دیوانه با عیشی چو زهر
موسی عاشق امام غرب و شرق
بیدلی بودست جانی بیقرار
آن یکی دیوانه سرافراشته
آن یکی دیوانه در برفی نشست
آن یکی دیوانهٔ یک گرده خواست
آن یکی دیوانهٔ پرسید راز
بود ازان اعرابی شوریده رنگ
بود مجنونی نکردی یک نماز
چون تجلی بر رخ موسی فتاد
گفت آن دیوانه بس بی برگ بود
بیدلی از خویش دست افشانده بود
گاو ریشی بود در برزیگری

TotalRecords:16
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15