بخش چهلم


لیست اشعار
سالک راحت طلب ریحان راه
رفت شبلی ابتدا پیش جنید
با پسر میگفت یک روزی عمر
بوعلی طوسی امام قال وحال
برفتاد از جان خرقانی نقاب
حق تعالی عرش را چون بر فراخت
این چه شورست از تو درجان ای فرید
آن یکی بستد ز حیدر ذوالفقار
حاتم طائی چو از دنیا گسست
گفت اندر پیش افلاطون کسی
خطبهٔ در نعت و توحید خدای
کاملی گفتست میباید بسی
این سخن نقلست از نوشین روان
با پسر لقمان چنین گفت ای پسر
از ارسطالیس پرسیدند راز
مصطفی گفتست جمعی از ملک
خاشه روبی بود سرگردان راه
فاضل عالم فضیل آن ابر اشک
رهروی را چون درآمد وقت مرگ
کودکی میرفت و در ره میگریست
آن گدائی چون برست از نان و آب
در مناجات آن بزرگ دین شبی
آن یکی اعرابئی از عشق مست
بوسعید مهنه با مردان راه
بود از آن اعرابئی بی توشهٔ

TotalRecords:25
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15