ابیات پراکنده


لیست اشعار
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
کس بهره از آن تازه بر و دوش ندارد
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
در جام فلک باده بی دردسری نیست
هزار شکر که از رنج زندگی آسود
جز کوی تو جای من آواره ندارم
هنوز مشت خسی بهر سوختن باقی است
چشم تو نظر بر من بی مایه فکنده است
نرم نرم از چاک پیراهن تنش را بوسه داد
کنج غم هست اگر بزم طرب جایم نیست
چاره من نمی کنی چون کنم و کجا برم؟
به مهرو ماه چه نسبت فرشته روی مرا؟
چو من ز سوز غمت جان کس نمی‌سوزد
نیلگون چشم فریب انگیز رنگ آمیز تو
از خون دل چو غنچهٔ گل پاک دامنان
تا بر آمد صبح پیری پایم از رفتار ماند

TotalRecords:16
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15