وصلت نامه


لیست اشعار
ابتدا کردم بنام کردگار
انبیا را داد سر ذوق عشق
عاشقا یک دم در آور سر جان
ای برادر حکمت حق گوش دار
بیامد پیش حیدر مرد دانا
بشنو این رمز از بلال با وفا
بود استاد حکیمی پاکباز
جهد کن کثرت نه بینی ای پسر
آن حکیم پر خرد در آینه
عقل اندر کارسازی جهان
ای دل آخر یک دمی بیدار شو
چون صفات او احد آمد مدام
بود سلطانی ورا محمود نام
جملهٔ مردان زخود فانی شدند
بود در بغداد مردی با خبر
شیخ لقمان از زمان بایزید
من ترا بینم ترا دانم ترا
این چنین رفتند مردان راه دین
بود منصور ای عجب شوریده حال
گفت ای دانندهٔ کون ومکان
بار دیگر عالمان جمع آمدند
جملهٔ مردان ز خود فانی شدند
ای برادر غیر حق خود نیست کس
پادشاهی پاکباز و سر فراز
بعد لقمان شیخ محمد شد پدید
بود برنائی بغایت ماهرو
یک صحابه بود در عهد رسول
در خبر دیدم که یحیی دائماً
بی‌نشان شو یک دم از یاد و نشان
انس چون بادوست باشد باد و آتش هم توئی
هیبت حق جمله را یکسان کند
سائلی بنشست پیش بایزید
بود درویشی مسافر ای غلام
بعد از آن بینی جمالی با جلال
شیخ لقمان بود در عین وصال
جهد کن ای دوست تا واصل شوی
پادشاها ره نما این بنده را
ای پاکی تو منزه از هر پاکی
در وصف تو عقل طبع دیوانه گرفت
ای هشت بهشت یک نثار در تو

TotalRecords:72
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15