رباعی ها


لیست اشعار
هجر تو خوشست اگر چه زارم دارد
از روی تو دیده‌ها جمالی دارد
با هجر تو بنده دل خمین می‌دارد
ای صورت تو سکون دلها چو خرد
گه جفت صلاح باشم و یار خرد
من چون تو نیابم تو چو من یابی صد
روزی که بود دلت ز جانان پر درد
گر خاک شوم چو باد بر من گذرد
بر رهگذر دوست کمین خواهم کرد
از دور مرا بدید لب خندان کرد
سودای توام بی‌سر و بی‌سامان کرد
روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
چون چهرهٔ تو ز گریه باشد پر درد
گفتا که به گرد کوی ما خیره مگرد
منگر تو بدانکه ذوفنون آید مرد
رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
بس دل که غم سود و زیان تو خورد
هر کو به جهان راه قلندر گیرد
چون پوست کشد کارد به دندان گیرد
این اسب قلندری نه هر کس تازد
گبری که گرسنه شد به نانی ارزد
بادی که ز کوی آن نگارین خیزد
ای آنکه برت مردم بد، دد باشد
دشنام که از لب تو مهوش باشد
تو شیردلی شکار تو دل باشد
این ضامن صبر من خجل خواهد شد
در راه قلندری زیان سود تو شد
بالای بتان چاکر بالای تو شد
از فقر نشان نگر که در عود آمد
در هجر توام قوت یک آه نماند
نارفته به کوی صدق در گامی چند
نقاش که بر نقش تو پرگار افگند
مرغان که خروش بی‌نهایت کردند
ای گل نه به سیم اگر به جانت بخرند
این بی‌ریشان که سغبهٔ سیم و زرند
سیمرغ نه‌ای که بی تو نام تو برند
سادات به یک بار همه مهجورند
با یاد تو جام زهر چون نوش کشند
تا عشق قد تو همچو چنبر نکند

TotalRecords:421
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:4
PageNumberLength:15