رباعی ها


لیست اشعار
کمتر ز من ای جان به جهان خاکی نیست
اندر عقب دکان قصاب گویست
زلفین تو تا بوی گل نوروزیست
عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشت
روزی که رطب داد همی از پیشت
نوری که همی جمع نیابی در مشت
بس عابد را که سرو بالای تو کشت
صد بار رهی بیش به کوی تو شتافت
بویی که مرا ز وصل یار آمد رفت
ای عالم علم پیشگاه تو برفت
رازی که سر زلف تو با باد بگفت
چون دید مرا رخانش چون گل بشکفت
افلاک به تیر عشق بتوانم سفت
تا کی باشم با غم هجران تو جفت
در خاک بجستمت چو خور یافتمت
ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت
از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت
دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت
هر چند دلم بیش کشد بار غمت
سرو چمنی یاد نیاید ز منت
زین رفتن جان ربای درد افزایت
آتش در زن ز کبریا در کویت
هستی تو سزای این و صد چندین رنج
اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
هر جاه ترا بلندی جوزا باد
ای شاخ تو اقبال و خرد بارت باد
گوشت سوی عاقلان غافل‌وش باد
زلفینانت همیشه خم در خم باد
نور بصرم خاک قدمهای تو باد
اصل همه شادی از دل شاد تو باد
از کبر چو من طبع تو بگریخته باد
گردی که ز دیوار تو برباید باد
کاری که نه کار تست ناساخته باد
چشمم ز فراق تو جهانسوز مباد
آن را شایی که باشم از عشق تو شاد
آن به که کنم یاد تو ای حور نژاد
ما را بجز از تو عالم افروز مباد
در دیدهٔ خصم نیک روی تو مباد
آب از اثر عارض تو می گردد
تن در غم تو در آب منزل دارد

TotalRecords:421
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:3
PageNumberLength:15