رباعی ها


لیست اشعار
عشق تو کرای شادی و غم نکند
بسیار مگو دلا که سودی نکند
یک دم سر زلف خویش پر خم نکند
عشاق اگر دو کون پیش تو نهند
عشق و غم تو اگر چه بی‌دادانند
آنها که اسیر عشق دلدارانند
آنها که درین حدیث آویخته‌اند
دیده ز فراق تو زیان می‌بیند
آن روز که مهر کار گردون زده‌اند
تا در طلب مات همی کام بود
آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
هر بوده که او ز اصل نابود بود
دل بندهٔ عاشقی تن آزاد چه سود باشد
زن، زن ز وفا شود ز زیور نشود
ترسم که دل از وصل تو خرم نشود
یک روز دلت به مهر ما نگراید
آنی که فدای تو روان می‌باید
گاهی فلکم گریستن فرماید
روزی که بتم ز فوطه رخ بنماید
مردی که به راه عشق جان فرساید
آن باید آن که مرد عاشق آید
آن عنبر نیم تاب در هم نگرید
دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید
اکنون که سیاهی ای دل چون خورشید
ای دیدن تو راحت جانم جاوید
ای خورشیدی که نورت از روی امید
یک ذره نسیم خاک پایت بوزید
گویی که من از بلعجبی دارم عار
چون از اجل تو دید بر لوح آثار
نازان و گرازان به وثاق آمد یار
از غایت بی‌تکلفی ما در هر کار
نه چرخ به کام ما بگردد یک بار
بخت و دل من ز من برآورد دمار
ای گشته چو ماه و همچو خورشید سمر
ای روی تو رخشنده‌تر از قبلهٔ گبر
آن کس که چو او نبود در دهر دگر
بازی بنگر عشق چه کردست آغاز
هرگز دل من به آشکارا و به راز
اول تو حدیث عشق کردی آغاز
از عشق تو ای صنم به شبهای دراز

TotalRecords:421
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:5
PageNumberLength:15