غزل ها


لیست اشعار
جز در پناه وصل و دل استوار دوست
گر شوم صد سال محروم از نگاه روی دوست
با مهر و با محبت و با آرزوی دوست
هوش اگر ناخن زند بر دل شراب ناب هست
رو چه می خواهی دلا، ناز استغناست، هست
در محبت درد اگر پیچد دوا بسیار هست
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هست
مژدگانی که جنون را به سرم کاری هست
من نگویم که درین شهر ستمکاری هست
خبری خواهم از آن کوی که اعزازی هست
مست آمدم به معرکه، آیین کار جیست
ای دل حدیث صبر شنیدن ز بهر چیست
گر می نخورده ای ز منت انفعال چیست
بیدلی کو از او پرسم دل آواره چیست
ای پندگو دلم مخراش این فسانه چیست
زخم کاویدن بر او الماس بستن کار کیست
صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست
یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست
حسنت نیازمند تماشای ناز نیست
آن فتنه ای که مرا از تو التماس نیست
اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیست
آن شیوه که غارت گر صد قافله جان نیست
دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست
شکستن دل ما کار زور بازو نیست
هیچ گه ناله ی من گوش زد آن مه نیست
به دل ز رفتن جانم چه عیش هاست، که نیست
ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست
منم که از غم محرومیم جدایی نیست
گر به دیرم طلبد مغبچه ی حور سرشت
دوش بختم دامنی در چنگ داشت
کوی عشق است این که مرغ سدره، این جا، پر گذاشت
گذشت و بر من عاجز ببین چه حال گذشت
موج زن در دل خیال آن لب میگون گذشت
دوش دل ناگشته سیر از وصل او بیهوش گشت
نازنده جهان از تو به آلایش آفت
گر دل عنان فرصت از آغاز می گرفت
شبم به خفتن و روزم به ژاژ خایی رفت
ای دل طمع مدار که بی غم گذارمت
گلچین عشق شو به خرد واگذار بحث
منصور و ان الحق ردن و دار و دگر هیچ

TotalRecords:573
rPP:40
TotalPageCount:15
CurrentPage:4
PageNumberLength:15