غزل ها


لیست اشعار
پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است
کسی که بر اثر مدعای خویشتن است
از بس که جور کرد به دل غم که آشناست
از نور یار چون نفسم خانه روشن است
نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است
منم که طاعت بت لازم سرشت من است
گو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است
درد نایافت ز بی دردی اقبال من است
ممنون ترکتازی گردون دل من است
مگر زمانه اسیر کمند آه من است
اندوه هجر پیشه و شادی من است
من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
خوناب آتشین ز سر من گذشته است
وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
دلم به قبله ی اسلام مایل افتاده است
کسی که دیده به حسن تو آشنا کرده است
خوش می تپم به خون دل و به تیرم چنین زده است
هم صومعه را فیض به دستور نمانده است
از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است
تا چشم عشوه ساز تو مهمان فتنه است
مدار صحبت ما بر حدیث زیر لبی است
غمگساری در لباس دشمنی محبوبی است
حیرت ملازم گل رخسارهٔ کسی است
از شوق که این ناله گرانمایه متاعی است
زبان ز نکته فرو ماند و راز من باقی است
دل به صد ره می رود اما مراد دل یکی است
نشاء مخموری ام با مستی مجنون یکی است
یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی است
مرو به بادیه گردی که زرق و شیدایی است
ای دل پیاله گیر که وقت صبوح تست
سنبلی کو لاله را در بر کشد گیسوی تست
عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
لطف گهر عتاب بشکست
وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست
بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکست
مست و بد خوببم و هم صحبت جانانه ی مست
ماهم نه نهالی است که خورشید بر اوست
گلزار حسن تازه ز روی چو ماه اوست
بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست

TotalRecords:573
rPP:40
TotalPageCount:15
CurrentPage:3
PageNumberLength:15