غزل ها


لیست اشعار
هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد
کو عشق کاز شمایل عقلم جنون چکد
به داغ کفر و دین در کوچه و بازار می باید
ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
کسی میوهٔ غم ز باغم نَخُورد
کنون که دیده خریدیم، باغ ها گم شد
تا چند به زنجیر خرد بند توان بود
چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
در ملک عشق هر که شهیدش نمی کنند
به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کند
دوش کز عشق تو، دل عیب سلامت می کرد
به باغ عشق تذرو طرب حزین میرد
چنانکه در چمن روضه خس نمی گنجد
گر نیم قطره ز دهان سبو چکد
سرم ز وصل نهانی بلند خواهد شد
از مرگ من آن عشوه نما را که خبر کرد
گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشد
بگو که نغمه سرایان عشق خاموشند
به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
بیا ای بخت سرگردان نشینید
ز کوی عشق مَلَک دل شکسته می آید
گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود
بازم به طوف کعبه احرام تازه شد
گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند
خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد
کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید
شبی که در قدم وصل یار می گذرد
عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند
آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید
کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود
دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
جان به یاد لبت، شکر خاید
کسی که از اِلم عشق بی دماغ شود
چه گرمی است که در سر شراب می سوزد
معلوم کز ترشح اشکی چه کم شود
آن که در راه طلب ماند و پایی نکشد
وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود

TotalRecords:573
rPP:40
TotalPageCount:15
CurrentPage:9
PageNumberLength:15