قصیده ها


لیست اشعار
ای غبار موکبت چشم فلک را توتیا
آب آتش رنگ ده ساقی که می‌بخشد صبا
ای قبله سعادت و ای کعبه صفا
قدم نه بر سر هستی که هست این پایه ادنی
ای منزل ماه علمت، اوج ثریا
ای عید رخت کعبه دل اهل صفا را
زکان سلطنت لعلی سزای تاج شد، پیدا
آن ماه، رو اگر بنماید شبی به ما
ای سران ملک را شمشیر تو مالک رقاب!
ز سیم برف، زمین شد چون قلزم سیماب
سقی الله لیلا، کصدغ الکواعب
سر سودای سر زلف تو تا در سرماست
خاک، خون آغشته لب تشنگان کربلاست
ای دل! امروز تو را روز مبارک بادست
مصور ازل از روح، صورتی می‌خواست
ای که روی تو به صدبار، ز گل تازه‌ترست
سرای خانه گیتی که خانه دودراست
سرو با قد تو خواهد که کند بالا راست
باز این منم که دیده بختم منورست
تا باد خزان رانگ رز رنگرزان است
بهار خانه چین، عرصه گلستان است
تا ز مشک ختنت، دایره بر نسترن است
ساقی زمان آذر و دوران بهمن است
زلف شبرنگش که باد صبح سرگردان اوست
دلشاد باد، آنکه جهان در امان اوست
از تکسر، اگرش طره به هم بر شده است
گفت: لبش نکته‌ای، لعل بدخشان شکست
هر دل که در هوای جمالش مجال یافت
دولت سلطان اویس، عرصه دوران گرفت
در درج عقیق لبت نقد جان نهاد
چمن از بلبل و گل، برگ و نوایی دارد
هدهدی حال صبا پیش سلیمان می‌برد
ما را از تو چشم بد ایام جدا کرد
بختم از بادیه در کعبه علیا آورد
صبح ظفر از مشرق امید بر آمد
دل را هوای چشم تو بیمار می‌کند
آن دم که باد صبح به زلفت گذر کند
وصف ماه من چو شعری را منور می‌کند
وقت آن آمد که بلبل در چمن گویا شود
باد سحرگهی به هوای تو جان دهد

TotalRecords:94
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:1
PageNumberLength:15