غزل ها


لیست اشعار
آیینه بر خاک زد صنع یکتا
اگر به‌گلشن ز نازگردد قد بلند تو جلوه فرما
ای خیال قامتت آه ضعیفان را عصا
او سپهر و من‌کف خاک اوکجا و من‌کجا
کرده‌ام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
جولان ما فسرد به زنجیر خواب پا
خط جبین ماست هماغوش نقش پا
روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پا
آخرزفقر بر سر دنیا‌ زدیم پا
به اوج‌کبریاکزپهلوی عجز است راه آنجا
به دعوت هم‌کسی راکس نمی‌گوید بیا اینجا
پل و زورق نمی‌خواهد محیط‌کبریا اینجا
آبیار چمن رنگ‌، سراب است اینجا
صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
جام امید نظرگاه خمار است اینجا
جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجا
در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجا
نه طرح باغ و نه‌گلشن فکنده‌اند اینجا
کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من‌ندید اینجا
به مهر مادرگیتی مکش رنج امید اینجا
دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
چون غنچه همان به‌که بدزدی نفس اینجا
شب وصل است و نبود آرزورا دسترس اینجا
درمحفل ما ومنم‌، محو صفیر هرصدا
درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
چه‌امکان است‌گرد غیرازین محفل‌شود پیدا
کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
کو بقاگر نفست‌گشت مکرر پیدا
چه‌ظلمت است اینکه‌گشت‌غفلت به‌چشم یاران ز نور ییدا
نشد دراین درسگاه عبرت به‌فهم چندین رساله پیدا
برآن سرم‌که ز دامن برون‌کشم پا را
به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را
پریشان نسخه‌کرد اجزای مژگان تر ما را
جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما را
گذشت‌از چرخ و بگرفت‌آبله چشم‌ثریا را
کسی چه شکرکند دولت تمنا را
موج پوشید روی دریا را
نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را
نسیم شانه‌کند زلف موج دریا را

TotalRecords:2827
rPP:40
TotalPageCount:71
CurrentPage:1
PageNumberLength:15