رباعی ها


لیست اشعار
گر فاش شود عیوب پنهانی ما
ای غیر بر غم تو درین دیر خراب
از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
روی تو که رشک ماه ناکاسته است
ساقی فلک ارچه در شکست من و توست
این تیغ که شیر فلکش نخجیر است
این تیغ که در کف آتشی سوزان است
این تکیه که رشک گلستان ارم است
یک لحظه کسی که با تو دمساز آید
هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
یارب رود از تنم اگر جان چه شود
دست ساقی ز دست حاتم خوشتر
ای مستمعان را ز حدیث تو سرور
باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر
باز آی و دلم ز هجر پردرد نگر
دارم ز غم فراق یاری که مپرس
مهجور تو را شب خیالی که مپرس
دارم ز جدایی غزالی که مپرس
بس مرد که لاف می‌زد از مردی خویش
دلخسته‌ام از ناوک دلدوز فراق
ای در حرم و دیر ز تو صد آهنگ
آن گل که چو من هزار دارد بلبل
اکنون که زمین شد ز بهاران همه گل
از جور بتی ز عمر خود سیر شدم
از عشق تو جان بی قراری دارم
اول بودت برم گذر مسکن هم
زان روز که شد بنای این نه طارم
من از همه عشاق تو مغموم‌ترم
در دهر چه غم ز بینوایی دارم
این گل که به چشم نیک و بد خارم ازو
هر گل که شمیم مشکبار آید ازو
بر روی زمین نه کار یک کس دلخواه
این ریخته خون من و صد همچو منی
ای خواجه که نان به زیردستان ندهی
افسوس که از همنفسان نیست کسی
هرچند که گلچهره و سیمین بدنی

TotalRecords:36
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15