غزل ها


لیست اشعار
دلا تا کی سر گفتار داری
آن دلبر عیار من ار یار منستی
یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
ای راه ترا دلیل دردی
تا معتکف راه خرابات نگردی
زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
دلم بردی و جان بر کار داری
روی چو ماه داری زلف سیاه داری
ای آنکه رخ چو ماه داری
انصاف بده که نیک یاری
در ره روش عشق چه میری چه اسیری
عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
ای گل آبدار نوروزی
ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی
لولو خوشاب من از چنگ شد یکبارگی
به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی
الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامی
ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمی
تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همی
ای چشم و چراغ آن جهانی
ای زبدهٔ راز آسمانی
تو آفت عقل و جان و دینی
گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
عاشق نشوی اگر توانی
ربی و ربک‌الله ای ماه تو چه ماهی
برخی رویتان من ای رویتان چو ماهی
صنما چبود اگر بوسگکی وام دهی
گفتی که نخواهیم ترا گر بت چینی
صبحدمان مست برآمد ز کوی

TotalRecords:435
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:11
PageNumberLength:15