غزل ها


لیست اشعار
ای پر در گوش من ز چنگت
توبهٔ من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست
زان چشم پر از خمار سرمست
دوست چنان باید کان منست
تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
ای جان جهان کبر تو هر روز فزونست
ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست
دارم سر خاک پایت ای دوست
روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست
گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست هست
گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست
کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست
ای ساقی می بیار پیوست
سبب عاشقان نه نیکوییست
نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیست
ماه رویا گرد آن رخ زلف چون زنجیر چیست
عشق بازیچه و حکایت نیست
ای پسر عشق را بدایت نیست
هر کرا درد بی نهایت نیست
چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
معشوقه از آن ظریفتر نیست
جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست
عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست
کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
زینهاد این یادگار از دست رفت
عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
هر آن روزی که باشم در خرابات
تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
چه خواهی کرد قرایی و طامات
نخواهم من طریق و راه طامات
گل به باغ آمده تقصیر چراست
ای مستان خیزید که هنگام صبوحست
رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست
دوش رفتم به سر کوی به نظارهٔ دوست
اندر دل من عشق تو نور یقینست
شور در شهر فگند آن بت زنارپرست
در کوی ما که مسکن خوبان سعتریست

TotalRecords:435
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:2
PageNumberLength:15