غزل ها


لیست اشعار
ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
ای باد به کوی او گذر کن
غلاما خیز و ساقی را خبر کن
غریب و عاشقم بر من نظر کن
بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
ساقیا برخیز و می در جام کن
ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکن
جانا دل دشمنان حزین کن
چشمکان پیش من پر آب مکن
مکن آن زلف را چو دال مکن
ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن
ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
صبر کم گشت و عشق روز افزون
ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
جاوید زی ای تو جان شیرین
اسب را باز کشیدی در زین
ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
ای جهانی پر از حکایت تو
ای شکسته رونق بازار جان بازار تو
ای همه انصاف‌جویان بندهٔ بیداد تو
خنده گریند همی لاف زنان بر در تو
حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
ای مونس جان من خیال تو
ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
عاشقم بر لعل شکرخای تو
باز افتادیم در سودای تو
ای گشته ز تابش صفای تو
ای کعبهٔ من در سرای تو
تا بدیدم زلف عنبرسای تو

TotalRecords:435
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:9
PageNumberLength:15