غزل ها


لیست اشعار
به دردم به دردم که اندیشه دارم
ای یار سر مهر و مراعات تو دارم
روزی که رخ خوب تو در پیش ندارم
الحق نه دروغ سخت زارم
می ده پسرا که در خمارم
چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم
فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم
روا داری که بی روی تو باشم
من که باشم که به تن رخت وفای تو کشم
چو دانستم که گردنده‌ست عالم
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم
مسلم کن دل از هستی مسلم
ای ناگزران عقل و جانم
ای دیدن تو حیات جانم
آمد بر من جهان و جانم
به صفت گر چه نقش بی جانم
تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
بی تو یک روز بود نتوانم
روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
تا کی ز تو من عذاب بینم
بی صحبت تو جهان نخواهم
ای دو زلفت دراز و بالا هم
ای به رخسار کفر و ایمان هم
لبیک زنان عشق ماییم
خورشید تویی و ذره ماییم
ما را میفگنید که ما اوفتاده‌ایم
دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده‌ایم
از پی تو ز عدم ما به جهان آمده‌ایم
ما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهاده‌ایم
تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم
رورو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
سر بر خط عاشقی نهادیم
ما فوطه و فوطه پوش دیدیم

TotalRecords:435
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:7
PageNumberLength:15