غزل ها


لیست اشعار
نه سیم نه دل نه یار داریم
آمد گه آنکه ساغر آریم
ما عشق روی آن نگاریم
خیز تا می خوریم و غم نخوریم
خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
ما قد ترا بنده‌تر از سرو روانیم
گرچه از جمع بی نیازانیم
ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم
او چنان داند که ما در عشق او کمتر زنیم
باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان
تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
جانا نخست ما را مرد مدام گردان
ای وصل تو دستگیر مهجوران
عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشان
چون در معشوق کوبی حلقه عاشق‌وار زن
چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن
جام را نام ای سنایی گنج کن
ساقیا مستان خواب آلوده را بیدار کن
خانهٔ طاعات عمارت مکن
قومی که به افلاس گراید دل ایشان
جوانی کردم اندر کار جانان
ز دست مکر وز دستان جانان
همه جانست سر تا پای جانان
تخم بد کردن نباید کاشتن
نی‌نی به ازین باید با دوست وفا کردن
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
عاشقا قفل تجرد بر در آمال زن
خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
ای رخ تو بهار و گلشن من
ای نگار دلبر زیبای من
گر کار بجز مستی اسکندر می من
ای دوست ره جفا رها کن

TotalRecords:435
rPP:40
TotalPageCount:11
CurrentPage:8
PageNumberLength:15