گزیده قصیده ها


لیست اشعار
به میدان تاز و سر در آتشم ده باد جولان را
راحت اگر بایدت خلوت عنقا طلب
ز بحر بسکه برد آب سوی دشت سحاب
تفت رشک ریاض رضوان است
آن را که خدا نگاهبان است
بلبلی را که همین با گل بستان کار است
شغلی که مطمح نظر کیمیاگر است
سپهر قصد من زار ناتوان دارد
آنکه جان بخش و جان ستان باشد
الاهی تا زمین باد و زمان باد
دل و طبعی که من دارم اگر دریا و کان باشد
یک جهان جان خواهم و چندان امان از روزگار
باد فرخنده عید و فصل بهار
عقل و دولت ساعت سعدی نمودند اختیار
ای بخت خفته خیز و نشین خوش به اعتبار
سد زبان خواهم که سازم یک به یک گوهر نثار
باز وقت است که از آمدن باد بهار
ای فلک چند ز بیداد تو بینم آزار
لله الحمد کز حضیض خطر
ای برسر سپهر برین برده ترکتاز
حسن ترا که آمده خط گرد لشکرش
کسی مسیح شود در سراچه افلاک
تا به روی توشد برابر گل
شاه انجم چو زرافشان شود از برج حمل
تا شنید از باد پیغام وصال یار گل
ای تماشاییان جاه و جلال
بر کسانی که ببینند به روی تو هلال
اگر مساعدت بخت نبود و اقبال
نماز شام که سیمین همای زرین بال
عید خرم تر از این یاد ندارد ایام
ساقیا روز نشاط آمد و شد دور به کام
زلف پیش پای او بر خاک می‌ساید جبین
بهار آمد و گشت عالم گلستان
از آنرو شد به آبادی بدل ویرانی کرمان
جهان چرا نبود در پناه امن و امان
همچو گل در زیر گل باشید ای گلها نهان
بر زمین گشتیم تا زد جسم محزون آبله
صبح عید است و تماشاگه گیتی در شاه
چه در گوش گل گفت باد خزانی
دلم دارد به چین کاکلش سد گونه حیرانی

TotalRecords:41
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15