رباعی ها


لیست اشعار
از کشت عمل بس است یک خوشه مرا
دوشینه فتادم به رهش مست و خراب
تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
فرموده خدا بزرگی آیین من است
این دل که به شهر عشق سرگشتهٔ تست
آمد مه شوال و مه روزه گذشت
تا دل به برم هوای دل‌بر دارد
زلفین سیه که در بناگوش تواند
از هر دو جهان مرا مقید کردند
یک عمر شهان تربیت عیش کنند
آشفته سخن چو زلف جانان خوش تر
تا دل به هوای وصل جانان دادم
گاهی هوس بادهٔ رنگین دارم
بگذار که خویش را به زاری بکشم
تا دست ارادت به تو داده‌ست دلم
بگذار که تا می خورم و مست شوم
تو مردمک چشم من مهجوری

TotalRecords:17
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15