رباعی ها


لیست اشعار
در واقعهٔ مشکل ایام نگر
ای در طلب تو عالمی در شر و شور
اندر همه عمر خود شبی وقت نماز
دل ز آرزوی تو بی‌قرار است هنوز
بیزار شد از من شکسته همه کس
ای دل، سر و کار با کریم است، مترس
ای دل، قلم نقش معما می‌باش
امشب چو جمال داده‌ای خب می‌باش
آمد به سر کوی تو مسکین درویش
در دل همه خار غم شکستیم دریغ!
حاشا! که کند دل به دگر جا منزل
خاک سر کوی آن بت مشکین خال
در کوی خرابات نه نو آمده‌ام
ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم
عمری است که در کوی خرابی رفتم
ای یار رخ تو کرده هر دم شادم
آن وصل تو باز، آرزو می‌کندم
بی روی تو، ای دوست، به جان در خطرم
دل نزد تو است، اگر چه دوری ز برم
دل پیشکش نرگس مستت آرم
امشب نظری به روی ساقی دارم
امشب نظری بروی ساقی دارم
ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم
در سر هوس شراب و ساقی دارم
جانا، ز دل ار کباب خواهی، دارم
اندر غم تو نگار، همچون نارم
یارب، به تو در گریختم بپذیرم
چون قصهٔ هجران و فراق آغازم
بگذار، اگر چه رندم و اوباشم
پیوسته صبور و رنج‌کش می‌باشم
با نفس خسیس در نبردم، چه کنم؟
آوازهٔ حسنت از جهان می‌شنوم
آزاده دلی ز خویشتن می‌خواهم
در عشق تو زارتر ز موی تو شدیم
وقت است که بر لاله خروشی بزنیم
امروز به شهر دل پریشان ماییم
چون درد نداری، ای دل سرگردان
هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان
هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
تا چند مرا به دست هجران دادن؟

TotalRecords:164
rPP:40
TotalPageCount:5
CurrentPage:3
PageNumberLength:15