الباب الاوّل: در توحید باری تعالی


لیست اشعار
ای درون پرور برون آرای
به خودش کس شناخت نتوانست
احدست و شمار از او معزول
دهر بی‌قالب قدیمی او
پس چو مطلوب نبود اندر جای
بود شهری بزرگ در حدِ غور
آن یکی رجل گفته آن یک ید
راد مردی ز غافلی پرسید
جانت را دوزخ آشیانه مکن
هرکه را عون حق حصار شود
راد مردی کریم پیش پسر
آن نبینی که پیشتر ز وجود
سبب هدیهٔ ایادی او
چون تو از بود خویش گشتی نیست
کاف و نون نیست جز نبشتهٔ ما
ابلهی دید اشتری به چرا
پسری احوال از پدر پرسید
آن نبینی که طفل را دایه
نقش بند برون گلها اوست
آتش و باد و آب و خاک و فلک
با سیه باش چونت نگزیرد
از من و از تو کارسازی را
از تو زاری نکوست زور بدست
کرد روزی عمر به رهگذری
ذکر بر دوستان و کم سخنان
ثوری از بایزید بسطامی
یاد دار این سخن از آن بیدار
اجل آمد کلیدخانهٔ راز
جهد کن تا زنیست هست شوی
آدمی سوی حق همی پوید
شاکر لطف و رحمتش دیندار
دانش او رهی رعایت کن
جانور را چو خوانش پیش نهاد
زالکی کرد سر برون ز نهفت
آن بنشنیده‌ای که بی‌نم ابر
نه بپرسید کاهلی ز علی
عاشقان سوی حضرتش سرمست
هرکه خواهد ولایت تجرید
اینهمه علم جسم مختصر است
به پسر شیخ گوکانی گفت

TotalRecords:84
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:1
PageNumberLength:15