رباعی ها


لیست اشعار
آمد سحری ندا ز میخانه ما
ای آنکه تو طالب خدایی به خود آ
با باد، دلم گفت که بادا بادا
جز نقش تو در نظر نیامد مارا
از عهد و وفا هیچ خبر نیست تو را
با طبع لطیف از در لطف در آ
گفتم که مگر به اتفاق اصحاب
درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست
اشکم ز رخ تو لاله رنگ آمده است
من با کمر تو در میان کردم دست
دیدیم که این دایره بی سر و بن
تا با شدم این جان گرامی در تن،
بیماری شمع بین و آن مردن او
یاقوت لبا، لعل بدخشانی کو؟
این ابر نگر خیمه بر افلاک زده
ای سایه سنبلت سمن پرورده،
در رشته دندان تو ای غیرت مه
دیدم صنمی خراب و مست افتاده
ای سکه‌ای از خاک درت بر هر وجه
چون حال دل من ز غمت گشت تباه
با منعم خود برون منه پای ز راه
ای بس که شکست و باز بستم توبه
ای دوست کجائی و کجائی که نئی؟
چون چشم سیه بناز می‌گردانی
در معده خالی ندهد مل ذوقی
سوسن ز صبا یافت خط آزادی
تا اسب مراد شه صفت می‌تازی
دی دیده به دل گفت که چرا پر خونی؟
ای دیده پی بلای دل می‌پوئی
می‌گفت عماد کاشی از نادانی
زنجیر سر زلف چو می‌جنبانی
گر زانکه بدین شاهدی و شیرینی
ای دیده اگر هزار سیل انگیزی
ای ابر بهار خانه پرورده تست
قسم تو اگر مراد گر حرمان است،
در طیره‌ام از باد که آمد سویت
با مهر رخ تو بیش از ایت تابم نیست
آتش ز دهان شمع دیشب می‌جست
ما هم که رخش روشنی خور بگرفت
تا ناله بلبلم به گوش آمده است

TotalRecords:113
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:1
PageNumberLength:15