بیان وادی فقر


لیست اشعار
بعد ازین وادی فقرست و فنا
یک شبی معشوق طوس، آن بحر راز
عاشقی روزی مگر خون می‌گریست
یک شبی پروانگان جمع آمدند
صوفیی می‌رفت چون بی‌حاصلی
پادشاهی ماه وش، خورشید فر
پاک دینی کرد از نوری سؤال

TotalRecords:7
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15