مثنوی ها


لیست اشعار
خوش بگو ای یار بسم الله بگو
چشم ما تا عین او را دیده است
یک حقیقت در دو مظهر رو نمود
صورت ما پرده دار او بود
در چنان ملکی ملک باشد چنین
گرنه ای باطل بیا و حق پرست
در دو عالم جز یکی موجود نیست
ساقی مستیم و جام می به دست
نقشبندی نقش خوبی بسته بود
صوت نائی بشنو از آواز نی
علم ما در علم او عین وی است
عین ما مانَد حبابی پر ز آب
من ولایت در ولایت دیده ام
با تو گویم نکته ای در نقطه ای
روح اعظم صورت اسم اله
گر تو را دردیست رو درمان بجو
گر به هستی آئی اینجا نیستی
یارم اگر ز سرش نقابی بسته
مظهر اعیان ما ارواح ما
عین ما از حب ذاتی فیض یافت
هر یک از اسمای حق در علم او
هر نفس جامی به رندی می دهند
از تعیُن اسم اعظم رو نمود
چیست انسان دیدهٔ بینا بود
قطب عالم نقطهٔ پرگار روح
نقطه ای در دایره بنمود میم
بود ما از بود او پیدا شده
مجمع البحرین اگر جوئی دلست
گر بیابی عارفی صاحبدلی
در خرابات مغان رندانه رو
ابتدا کردم به نام آن یکی
آفتابی در قمر پیدا شده
شخص و سایه دو نماید در نظر
گرم باش و آتشی خوش برفروز
جامع مجموع اسما آدم است
ابتدای سخن به نام یکی
بیا با ما درین دریا به سر بر
وجودی در همه عالم عیان است
ز ذوق خود تو را آگاه کردم
حمد آن حامدی که محمود است

TotalRecords:85
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:1
PageNumberLength:15