رباعی ها


لیست اشعار
باز آی، که از جان اثری نیست مرا
یاران کهن، که بنده بودم همه را
آیینهٔ نورست رخ یار امشب
شد ماه من آن شمع شب‌افروز امشب
گر دل برود من نروم از نظرت
ای سیم‌ذقن، این چه دهان و چه لبست؟
از بس که مرا دولت بیدار کم‌ست
در عالم بی‌وفا کسی خرم نیست
غم دارم و غم‌گسار می‌باید و نیست
امروز مرا غیر پریشانی نیست
روز و شب من به گفتگوی تو گذشت
آنی که تمام از نمکت ریخته‌اند
چون صورت زیبای تو انگیخته‌اند
هر کس که می عشق به جامش کردند
تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود؟
دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر
یار آمد و یار دل‌نواز آمد باز
دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز
بی روی توام هست ملالی که مپرس
امروز ز حد می‌گذرد سوز فراق
در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟
من باده به مردم خردمند خوردم
از درد دل خود به فغانم چه کنم؟
نی از تو حیات جاودان می‌خواهم
تا چشم تو عشوه‌ساز خواهد بودن
ای هم‌نفس چند، که یارید به من
کس نیست انیس دل غم‌پرور من
مسکینم و کوی عاشقی منزل من
دور از تو صبوری نتواند دل من
سبحان‌الله! چه شکل موزون‌ست این؟
بگداختم از دست جفا کردن تو
نقش تو اگر نه در مقابل بودی
گه در پی آزار دل رنجوری
در پنجهٔ غیر پنجه کردن تا کی؟
با هر که نشینی و قدح نوش کنی

TotalRecords:35
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15