بخش هشتم


لیست اشعار
پسر گفتش بگو تا جادوئی چیست
پدر گنج سخن را کرد در باز
حکیم ترمذی کرد این حکایت
براه بادیه گفت آن یگانه
بزرگی گفت چون یوسف چنان خواست
نشسته بود ایاز و شاه پیروز
یکی صاحب جمال دلستان بود
در آن ساعت که محمود جهاندار
ببریدند دزدی را مگر دست
تو نشنیدی که پرسیدند از ماه
رفیقی گفت با مجنون گمراه
کسی پرسید از ابلیس کای شوم
بزرگانی که سر در چرخ سودند
چو شبلی را زیادت گشت شورش
شبی موسی مگر می‌رفت بر طور

TotalRecords:15
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15