قصیده ها


لیست اشعار
ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین
منت خدای را که به توفیق کردگار
این حریم کیست کز جوش ملایک روزبار
عقل ضعیف خویش نگه دار از شراب
نشست گل به سریر چمن سلیمان وار
ای روی چون بهشت ترا کوثر آینه
پادشاهی و جوانی سد راه او نشد
ای زمان دلگشایت نوبهار روزگار
هزار شکر که گوهر فروز جاه و جلال
منت ایزد را که با اقبال و دولت همعنان
منت ایزد را که از لطف خدای مستعان
صبح ظفر ز مطلع دولت شد آشکار
شکر کز اقبال روزافزون شاه تاجدار
چه دولت بود یارب اصفهان را در کنار آمد
بس که شد تفسیده عالم از فروغ آفتاب
زنگی شب را کند خورشید منظر ماهتاب
کرد میزان حساب آماده بهر خاکیان
سرمه چشم ملایک شد غبار اصفهان
هوا را کند پر ز اختر شکوفه
روی در برج شرف آورد دیگر آفتاب
خاکیان را از فلک امید آسایش خطاست
منت خدای را که سلیمان روزگار
زهی عذار تو آیینه دار حیرانی
شد از بهار دل افروز، عالم امکان
دگربار از جلوس شاه دوران
اصفهان شد غیرت افزای بهشت جاودان
چشمه حیوان ندارد آب و تاب زنده رود
شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده رود
می شود جان تازه از بوی بهار زنده رود
زنده رود از جلوه مستانه طوفان می کند
کرد تا پابوس اشرف کشور مازندران
خدایا شاه ما را صحت کامل کرامت کن
تا نگردیده است خورشید قیامت آشکار
اصفهان یک دل روشن ز چراغان شده است
کیمیای خوشدلی خاک دیار اشرف است
می می چکد از آب و هوای صفی آباد
این چنین هجران اگر دارد مرا در پیچ و تاب
تذرو بال فشان گردد از غبار بسنت
بحر طبعم در سخن چون گوهر افشانی کرد
مردم به زرق طره دستار می روند

TotalRecords:45
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15