کارنامهٔ زندان


لیست اشعار
ای نبرده کسی به کنه تو راه
آن مهندس که این بنا پرداخت
باده و این همه ز باده بتر
داشت امسال ماه فروردین
مثل مردمان خطا نشود
پس ره نمرهٔ دو پیمودم
دیده‌ام من ز بام آنجا را
بهر آن شد بنای نمرهٔ یک
گشت مردی شریک پرخواری
شب آدینه هشتم آبان
آه‌ از انسان که‌ چون‌ شود سوی پست
کرد دیوانه‌ای به چاه نگاه
نمرهٔ دو بود چو نمره یک
اندرین ‌حجره‌ام ‌پس‌ از خور و خواب‌
در جوانی چنان که می‌دانی
هرکه او یار محترم دارد
خفته بودم شبی به خانهٔ خویش
گیتی از اوستاد باشد راست
علم از بهر چیست ای استاد
بود مردی ز هر هنر عاری
ز اوستادی کهن بگیر سراغ
نیک بـنگر بـدان بـنای بلند
رسم مکتب بود که استادت
موسم نوبهار خانهٔ من
دشمن بنده بود «‌درک‌هی‌»
ای که نزد شه آبرو داری
هان بهارا مکوب آهن سرد
داشت مردی جوان رفیقی چند
این جوان داشت خانمی مقبول
داشت اصرار شوهر نادان
یار طرار از این به تنگ آمد
گفت با زن که این اداهایت
این کشاکش بسی نگشت دراز
دیرگاهی بر این وَتیره گذشت
پیش زن مدح دیگران مکنید
نامه‌ای ساخت پس به خط رفیق
مرد باید که دل دژم نکند
داشت همسایه‌ای به حبس مقیم
یار جست از حکیم زندانی
خواندم ‌اندر حدیث « کنفوسیوس‌»

TotalRecords:88
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:1
PageNumberLength:15