رباعی ها


لیست اشعار
آن را که جفا جوست نمی باید خواست
مستان خرابات ز خود بی خبرند
ای جلوهٔ برق آشیان سوز تو را
داریم دلی صاف تراز سینه صبح
گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیست
یا عافیت از چشم فسونسازم ده
خم گشت به لعلگون شراب آبستن
جانم به فغان چو مرغ شب می آید
چون ماه نو از حلقه به گوشان توایم
ای ناله چه شد در دل او تاثیرت
بی روی تو گشت لاله گون مردم چشم
از آتش دل شمع طرب را مانم
ای بی خبر از محنت روز افزونم
آسودگی از محن ندارد مادر
هر لاله آتشین دل سوخته ای است
از ظلم حذر کن اگرت باید ملک
مسعود که یافت عز و جاه از لاهور
کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمد
دردا که بهار عیش ما آخر شد

TotalRecords:19
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15