کنز الحقایق


لیست اشعار
به نام آن که اول کرد و آخر
چه فرق‌ست ای پسر از جسم تا جان
چه نیکو گفت آن پیر سخندان
به کلی دور شو از رسم و عادت
ز دنیا و ز دنیادار شو دور
خشوع مومنان جان نماز است
چو دانستی عماد دین صلوه است
چنین گویند مردی بود قصاب
ز خشم و شهوت و از حرص و کینه
هر آن امری که فرمودت به جای آر
ز بعد او دگر رکن جهاد است
چنین گفتند دانایان اسرار
مثال این‌ست نیکو فهم آن کن
چو می‌خواهی بدانی نفس و شیطان
تو نفست دل کن و دل را چو جان کن
یکی جم نام وقتی پادشا بود
ز من بشنو بیان حال شیطان
مثالی گویمت بنیوش آن را
چو موسی باز می‌گردید از طور
چو تسبیح از خواهر این اسرار بشنود
به صورت آدمی کرده است نقاش
سوالی چند کردم از حکیمی
چو دنیا مومنان را هست زندان
اگر تو خوی خوش داری به هر کار
یقین دان رزق جان از علم و دین است
به جان تعظیم امر حق به جا آر
دو چشمست آدمی را بی ضرورت
بسی گفتند از عیسی و مهدی
خوشا وقت کسان عهد مهدی
ببین چون بهترین مهتران اوست
بمیر ای بی‌خبر گر می‌توانی
صراط اندر حقیقت چیست راهست
ندانی چیست تحقیق ترازو
چو بهتر در زمانه علم و جانست
دلیل است ای اخی بر حشر و نشرت
گرت امروز سوی ظلم میل است
سخن در سینه زین بسیار دارم

TotalRecords:37
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15