مثنوی ها


لیست اشعار
به که سردار کل جزاه الله
این شنیدم که تازی‌ای درویش
خصم بر در ستاده کینه‌سگال
مفریب ای بزرگوار پسر
می مخور ور خوری مدام مخور
ای سمیعی رسید نامهٔ تو
پادشها! چشم خرد بازکن
پادشهی بود به عهد قدیم
قصهٔ شاهان جهان بیش و کم
دست خدای احد لم‌یزل
بود به کرمان‌، شهی از دیلمان
پادشه ملک‌ستان‌، داریوش
گفتا موقوفه به موقوفه‌خوار
فرانسوا : چه می کنی‌، به چه کاری‌، امانوئل‌، پسرم‌؟
ای نوگل باغ زندگانی
ای باد صبا ز روی یاری
ای از برما به خشم رفته
ماییم و دلی ز عشق صد چاک
صبا شبگیرکن از خاورستان
به قربان حضور شاهزاده
ز بس گفتند ایران بی‌حساب است
یکی زببا خروسی بود جنگی
چو ترسی در دل کودک مکان کرد
محمد صالح‌، ای فرزانه فرزند
چو می خوردی خیال بد میندیش
من و تو اخگرا! همسایگانیم
به روزی سخت سرد، ازماه اسفند
چو از تدریس فارغ شد دماغم
ابرخیس از تفاخر با همر گفت
شنیدم باربد در بزم خسرو
خداوند هنر، استاد بهزاد
سخن صخر شرید است مثل
با پسرگفت زن قاضی ری
گر بدانم که جهان دگری است
ایرجا رفتی و اشعار تو ماند
دو نفر بچهٔ مقبول قشنگ
در سرای شوکت‌الدوله که بود
پادشاهی را یکی دستور بود
مخبر ما رفت و آمد تنگدست
یک جُعَل روزی ز اصطبلی حقیر

TotalRecords:84
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:1
PageNumberLength:15