آغاز کتاب


لیست اشعار
حمد پاک از جان پاک آن پاک را
آن مریدی پیش شیخ نامدار
چون همی شد غرقه فرعون آن زمان
آنچه فرض دین نسل آدمست
یک شبی در تاخت جبریل امین
چون پیمبر آمد از معراج باز
تا نبی صدیق را محرم گرفت
در شب معراج پیش ذوالجلال
آنکه خاک پای او عیوق بود
مصطفی کرد از خدا نقل این کلام
چون خلافت رونق از عثمان گرفت
حق تعالی گفت با روح الامین
رونقی کان دین پیغامبر گرفت
مصطفا گفتست چون آدم بعلم
نور چشم مصطفی و مرتضی
کیست حق را و پیمبر را ولی
ای تعصب بند بندت کرده بند
نیک مردی بود از زن پای بست
فاطمه خاتون جنت ناگهی
کوفئی را گفت مرد راز جوی
عشق چیست از قطره دریا ساختن
شعر و عرش و شرع از هم خاستند
بود روزی حلقهٔ پر اهل فضل
آن امام دین چنین گفتست راست
گفت شهزادی مگر پیش پدر
مصطفی کو بود دل جان را ز قدر
بود درعهد عمر مردی قوی
اصمعی میرفت در راهی سوار
گفت سقراط حکیم آن مرد پاک
خسروی در کوه شد بهر شکار
سائلی در مجمعی بر پای خاست
گوش شو از پای تا سر بی حجاب
کرد حیدر را حذیفه این سؤال
پیش ذوالقرنین شد مردی دژم

TotalRecords:34
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15