غزل ها


لیست اشعار
عقل مرغی ز آشیانهٔ ماست
کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست
مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست
جمشید بنده در دولتسرای ماست
رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست
منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
گر از جور جانان ننالی رواست
شامش از صبح فروزنده درآویخته است
شوریده‌ئیست زلف تو کز بند جسته است
روی زمین و خون دلم نم گرفته است
هیچ می‌دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است
چو سرچشمهٔ چشم من دیده است
مسیح روح را مریم حجابست
دلا جان در ره جانان حجابست
رخش با آب و آتش در نقابست
یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
هنوزت نرگس اندر عین خوابست
آنزمان مهر تو می‌جست که پیمان می‌بست
رخسار تو شمع کایناتست
ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست
ایکه لبت آب شکر ریختست
کارم از دست دل فرو بستست
خطی کز تیره شب برخور نوشتست
جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست
ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست
جانم از غم بلب رسیدهٔ تست
گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست
مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست
دلبرا خورشیدتابان ذره‌ئی از روی تست
پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست
جانم از بادهٔ لعل تو خراب افتادست
بستهٔ بند تو از هر دو جهان آزادست
رمضان آمد و شد کار صراحی از دست
بشکست دل تنگ من خسته کزین دست
زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
هر که او دیدهٔ مردم کش مستت دیدست
وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست
چو از برگ گلش سنبل دمیدست

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:3
PageNumberLength:15