غزل ها


لیست اشعار
ای پرده سرایان که درین پرده سرائید
خدا را از سر زاری بگوئید
ای پیر مغان شربتم از درد مغان آر
زهی تاری ز زلفت مشگ تاتار
مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار
ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار
برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار
طره بفشان و مرا بیش پریشان مگذار
بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار
چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
ماه یا جنتست یا رخسار
ای نغمهٔ خوشت دم داود را شعار
سبحان من یسبحه الرمل فی القفار
قلم گرفتم و می‌خواستم که بر طومار
منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار
ای خوشا وصل یار و فصل بهار
حبذا پای گل و صبحدم و فصل بهار
مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
ما را ز پردهٔ تو دل از پرده شد بدر
ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر
شمسهٔ چین را طلوع ازطرف بغتاقش نگر
ای تتق بسته از تیره شب برقمر
بوستان جنتست و سروم حور
زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور
گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
برافکن سایبان ظلمت از نور
بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
پندم به چه عقل می‌دهد پیر
معلوم نگردد سخن عشق بتقریر
فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر
برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر
با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
بیدلی گردل ز دلبر برنگیرد گومگیر
ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر
دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر
کار من شکسته بسامان رسید باز
ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
بستیم دل در آن سر زلف دراز باز

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:13
PageNumberLength:15