غزل ها


لیست اشعار
رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
مرا که راه نماید کنون به خانهٔ دل
گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
باغبان گو برو باد مپیما کز گل
خوشا با دوستان در بوستان گل
مرا که نیست بخاک درت امید وصول
یا مسرع الشمال اذا تحصل الوصول
سپیده دم که برآمد خروش بانگ رحیل
نوبتی صبح برآمد ببام
برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
آفتابست یا ستارهٔ بام
تبت یا ذا الجلال و الا کرام
خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
حن فی روض الهوی قلبی کماناح الحمام
گر چه من آب رخ از خاک درت یافته‌ام
من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام
سلامی به جانان فرستاده‌ام
گر نگویم دوستی از دوستانت بوده‌ام
هیچ می‌دانی که دیشب در غمش چون بوده‌ام
چو نام تو در نامه‌ئی دیده‌ام
هردم آرد باد صبح از روضهٔ رضوان پیام
چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
دل گل زنده گردد از دم خم
ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
چو چشم مست تو می پرستم
ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
تخفیف کن از دور من این باده که مستم
رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم
روزگاری روی در روی نگاری داشتم
صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
بدانکه بوی تو آورد صبحدم بادم
در چمن دوش ببوی تو گذر می‌کردم
می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم

TotalRecords:932
rPP:40
TotalPageCount:24
CurrentPage:16
PageNumberLength:15